|
|
تاريخچه هوميوپاتی -
اولين پايه گذار مشابه درمانی از نظر تاريخي پدر طب يعنی بقراط بود كه در حدود 2500 سال پيش در يونان باستان
زندگی می کرد. او به خاطر کارهای بزرگی که در پزشکی انجام داد (از جمله اينکه به اين نتيجه رسيد كه بيماري
نتيجه نيروهای طبيعي ميباشد نه عوامل ماوراء الطبيعه)، به عنوان پدر طب نام گرفت. مهمترين نكته در عقايد او اين
بود كه براي يک درمان صحيح باید ويژگيها، خصوصيات و همچنين واكنش هر فرد به بيماري بطور دقيق در نظر گرفته
شود. او همچنين اعتقاد داشت كه در نظر گرفتن نيروي شفا دهندة دروني يك بيمار براي انتخاب درمان مناسب
.ضروري است و بايستي اين نيرو تقويت شود
بقراط مجموعهاي از چند صد دارو داشت. يكي از مهمترين نمونههاي درماني او كه نشان دهنده "درمان مشابه با
مشابه" ميباشد، استفاده از ريشه وراتروم آلبوم (خريق سفيد) در درمان وبا بود. در مقادير بالا ريشه اين گياه، به
شدت سمي است و باعث اسهال وحشتناك و در نتيجه بي آبي شديد بدن ميگردد كه اين حالت كاملاً مشابه
.علائم وبا ميباشد
اما در حال حاضر بيشتر درمانهايي كه در طب رايج صورت ميگيرد، بر اساس قانون مخالفها ميباشد، بدين معني
كه يك بيماري با مادهاي درمان می شود كه آن ماده بتواند در بدن يك فرد سالم علائمي مخالف علائم آن بيماري را
توليد كند. درمان اسهال با مادهاي مثل هيدروكسيد آلومينيوم كه موجب يبوست ميشود، نمونهاي از درمان براساس
.قانون مخالفها ميباشد
کاشف هوميوپاتی -
كاشف هوميوپاتي، دکتر ساموئل كريستين هانهمن می باشد که در سال 1755 ميلادي يعنی در حدود 250 سال
پيش در شهر درسدن آلمان متولد شد. او عليرغم سابقه خانوادگي فقيرش، موفق به يادگيري شيمي و پزشكي در
دانشگاه لايپزيگ، ارلانگن و وينا شد. اگرچه هانهمن يك پزشك بود، اما به علت داشتن يک ديدگاه انتقادی نسبت به
.پزشکی زمان خود، درآمدش را از راه نوشتن كتاب و مقالاتي در زمينه شيمي و پزشكي تأمين مينمود
در اين نوشتهها او بطور رسمي بر عليه پزشكي خشن زمان خود، بخصوص بر عليه روشهاي خونگيري، پاكسازي
.رودهها و تجويز مقادير بالاي دارو به بيماران كه اغلب باعث ايجاد عوارض جانبي خطرناكي ميشد، اعتراض مينمود
او بحثهايي در زمينه ارتقاء بهداشت عمومي مطرح نمود. در شرايطي كه به علت انقلاب صنعتی در اروپا، شهرها
بيش از حد شلوغ شده و استانداردهاي بهداشتي از بين رفته بودند، او حمام رفتن منظم و شستن مرتب ملحفههاي
رختخواب را توصيه مينمود. هانهمن در نهايت از پزشكي رسمي زمان خود دلسرد و نااميد شد و كار خود را به عنوان
.یک پزشك رها كرد تا به مترجمي بپردازد
کشف هوميوپاتی توسط هانه من -
در سال 1790 هنگاميكه هانهمن مشغول ترجمه كتابی از دكتر ويليام كولن بود، در ميان صفحات كتاب به مطلبي
درباره گياه گنه گنه برخورد نمود كه اين واقعه زندگي انسانهاي بيشماري را در سراسر جهان تغيير داد. كولن در کتاب
.خود بيان نموده بود: كينين كه از پوست درخت گنه گنه بدست ميآيد درمان خوبي براي بيماري مالاريا ميباشد
هانهمن تصميم گرفت در اين باره بيشتر تحقيق كند. او به مدت چند روز پي در پي، هر روز مقداري کينين مصرف نمود
و واكنش جسم خود را به اين ماده به دقت و با جزئيات كامل ثبت نمود. او در نهايت شگفتي متوجه ظهور علائم مالاريا
يكي پس از ديگري در خود شد، يعنی مثل يک بيمار مبتلا به مالاريا ابتدا تب می کرد و سپس دچار لرز شديد می شد
با وجودي كه مطمئن بود به اين بيماري مبتلا نشده است. به محض خوردن يك دوز از داروي كينين علائم مالاريا مجدداً
در او ظاهر ميشدند و براي چند ساعت باقي ميماندند اگر او مصرف كينين را قطع می کرد علائم، ديگر در او بوجود
.نمی آمدند
هانهمن بسيار متعجب شد كه چگونه بيماري مالاريا ميتواند بوسيله كينين درمان شود؟ يعنی به وسيله ماده ای که
دقيقاً علايم مالاريا را ايجاد می نماید. در اينجا بود که اولين جرقه های درمان مشابه با مشابه در ذهن هانه من
.قوت گرفت
او براي آزمايش تئوري خود به تكرار اين آزمايش در بين ساير افرادي كه ميشناخت، پرداخت. افرادی که در آزمايشهای
هانه من شرکت می کردند می بایست تا حد امکان از سلامت کامل جسم و روان برخوردار بوده و در نوشتن علايم
خود دقت لازم را به خرج می دادند. آزمايشات هانه من با نظارتي بسيار دقيق انجام ميشدند و شركت كنندگان در
در آنها اجازه نداشتند نوشيدنيهايي مثل الكل، چاي، قهوه و غذاهاي خيلي شور و پر ادويه كه موجب ابهام در نتايج
.آزمايش ميشدند را مصرف نمايند
او سپس بر آن شد تا اين عمل را با ساير موادي كه بهعنوان دارو مصرف مينمود (مثل آرسنيك و بلادونا) نيز انجام
دهد هانهمن متوجه شد شركت كنندگان در آزمايشها، علائم متنوعي را نشان ميدهند. عدهاي تنها علائم مختصر
و ملايمي را در پاسخ به ماده دارويي نشان ميدهند، در حالي كه ساير آزمايش شوندگان واكنشهايي شديد همراه
با طيف وسيعي از علائم را نشان ميدهند. او علائميكه بيشتر از همه براي يك ماده پيدا ميشد را علائم خط اول
يا نكات كليدي ناميد. خط دوم علائمي بودند كه كمتر شيوع داشتند و علائم خط سوم آنهايي بودند كه به ندرت يا
.فقط گاهگاهي ديده ميشدند. مجموعهاي از علائم، تشكيل دهندة «تصوير دارو» براي مادة مورد آزمايش بود
"هانهمن به انجام تحقيقات خود بر روي حجم وسيعي از مواد طبيعي ادامه داد. او يكبار ديگر اصل "درمان با مشابه
.را كشف نمود و كارهايش باعث ابداع يك روش جديد در پزشكي شد
-پس از شش سال آزمايش بر روي افراد بسيار، هانهمن حجم انبوهي از اطلاعات پيرامون تأثير مواد مختلف را جمع
آوری نموده بود. او از اين تحقيقات دقيق و «تصويرهاي دارو» كتابي را تأليف نمود. سپس هانهمن مبادرت به آزمايش
.اين مواد دارويي بر روي بيماران نمود تا تاثير آنها را بر بيماران مشاهده کند
قبل از شروع هر آزمايش او ابتدا از هر يك از بيمارانش يك معاينه جسمی دقيق به عمل می آورد و درباره تمام
مشكلاتشان، اينكه چه عواملي موجب بهتر شدن و بدتر شدن آنها ميشود، سطح سلامت عمومي، نحوه زندگي و
ديدگاه آنها به زندگي، به طور كامل سؤال مينمود. با خلاصه برداري از تمام اين جزئيات، او قادر بود كه يك «تصوير
.علائم » براي هر يك از بيماران خود بسازد
هانهمن تنها در صورتي يك دارو را تجويز مينمود كه شباهت آن دارو با شخصيت بيمار برايش به اثبات ميرسيد. او
.کشف كرد كه هر چه شباهت دارو و شخصيت بيمار بيشتر باشد، آن دارو مؤثرتر است
پايه گذاری هوميوپاتي -
هانهمن در نتيجه تحقيقاتش به اين نتيجه رسيد كه او در حقيقت يك سيستم جديد در پزشكي را كشف نموده است
كه در آن يك دارو و يك بيماري كه هر دو علائم مشابهي را توليد ميكنند، ميتوانند يكديگر را از بين ببرند و بدين ترتيب
.سلامت را به بيمار بازگردانند
.او اين پديده را "درمان مشابه با مشابه" نام نهاد كه اولين و مهمترين قانون هوميوپاتي ميباشد
در سال 1796 اولين كتاب هانهمن بر روي اين سيستم درماني جديد که آن را "هوميوپاتي" ناميد به چاپ رسيد. او
: در اين كتاب بيان داشت
درمانگر براي درمان يك بيماري، بخصوص اگر آن بيماري مزمن باشد، بايد دارويي تجويز نمايد كه يك بيماري مصنوعي"
".كه تا حد امكان شبيه بيماری اصلی باشد ايجاد نمايد، تا به اين وسيله آن بيماري درمان گردد
در سال 1810 او اصول هوميوپاتي را دركتاب «ارغنون پزشكي منطقي » به استحضار همگان رساند و دو سال بعد
.از آن تدريس هوميوپاتي را در دانشگاه ليپزيك شروع نمود
رقيق نمودن داروها -
برخي از داروهايي كه توسط هانهمن تجويز ميشدند سمي بودند و به همين خاطر او اين داروها را در مقادير بسيار
كم و به صورت رقيق شده به بيماران ميداد، اما با وجود اين ، برخي از بيماران گزارش ميكردند كه مشكلات آنها
قبل از خوب شدن ابتدا بدتر شدهاند، اين خبر تاحدودي هانهمن را نگران نمود. او براي پيشگيري از اين حالت كه نام
آنرا "تشديد" نهاده بود، روش رقيق سازي داروهايش را تغيير داده و يك روش دو مرحلهاي ابداع نمود، او در هر مرحله
.از رقيق سازي ابتدا يك دارو را رقيق نموده و به شدت تكان مي داد، سپس آنرا بر روي يك سطح سخت ميكوبيد
.او معتقد بود تكان دادن شديد دارو باعث آزاد شدن انرژي از ماده ميشود
هانهمن در نهايت تعجب مشاهده نمود كه داروهاي رقيق شده نه تنها باعث توقف تشديدهاي پرقدرت بيماري
بلكه به نظر ميرسيد آنها سريعتر و مؤثرتر از داروهاي رقيق نشده عمل ميكنند. اگر چه آنها ضعيفتر شدهاند، اما
در حقيقت پرقدرتتر گرديدهاند. بهاين دليل، هانهمن اين داروهاي جديد هوميوپاتي را "توان دار شده" ناميد. در
.هوميوپاتي كلمه "پوتنسي" يا توان دارويي براي نشان دادن ميزان رقت و قدرت يك دارو به كار ميرود
هانهمن آزمايشاتش را با داروهاي رقيق شده در طي زندگيش ادامه داد و به تدريج از محلولهاي ضعيفتر و باز هم
ضعيفتري استفاده نمود كه در واقع داراي توانمندي بالاتري بودند. هانهمن در طي دوره زندگيش يكصد داروي هوميوپاتي
را مورد آزمايش قرار داد. او معتقد بود كه براي تحريك نيروي شفابخش دروني بدن تنها دادن يك دوز از داروي هوميوپاتي
.در كوتاهترين زمان ممكن مورد نياز ميباشد
ادامه دهندگانهانهمن -
در طي قرن نوزدهم، فلسفه هانهمن از آلمان به سرعت در تمام اروپا، آسيا و آمريكا گسترده شد. اگرچه عده زيادي
در حرفه پزشكي، عقايد هانهمن را مورد بحث و مخالفت قرار دادند، اما درستي هوميوپاتي در بسياري از كشورهاي
.جهان به اثبات رسيد و شهرت و اعتبار آن به طور روزافزوني افزايش يافت
تئوری هانه من توسط دو هوميوپات بزرگ آمريکايي به نامهای دکتر جيمز تيلور کنت و دکتر کنستانتين هرينگ، به آمريکا
.گسترش يافت
دكتر كنت مشاهده نمود كه افراد مختلف به داروهاي هوميوپاتي پاسخهاي كاملاً متفاوتي ميدهند. او معتقد بود
افرادي كه از نظر جسم و شخصيت مشابه يكديگرند از بيماريهاي مشابهي رنج ميبرند. اين موضوع تئوري او را مبني
بر اينكه داروهاي هوميوپاتي بايستي بر اساس ساختار شخصيت، احساس و شکل ظاهری افراد تجويز شوند تا بر
.اساس ساختار شخصيت، احساس و شکل ظاهری افراد تجويز شوند تا بر اساس مشكلات جسماني، شكل داد
.او مردم را براساس تيپهاي شخصيتي گروه بندي نمود
به عنوان مثال، تيپ شخصيتی نمک طعام يا " نَت ام " از نظر ظاهر، گلابي شكل ميباشد. سيماي تيره دارد، مشكل
.پسند و ايرادگير و درونگرا و منزوي ميباشد، نمك را خيلي دوست دارد و از يبوست رنج ميبرد
استفاده از داروهايي با توان بالا كه براساس تيپ شخصيتي افراد و مشكلات جسماني آنها تجويز ميشود، به نام
.هوميوپاتي كلاسيك خوانده ميشود
هوميوپات بزرگ ديگر، دکتر هرينگ، سه قانون اصلی درمان را کشف نمود تا به کمک آنها روند بهبود بيماريها را در
.هوميوپاتی توضيح دهد
قوانين درمان -
وقتی بيمار در روند بهبود قرار می گیرد علايم او از ارگانهای درونی که حیاتی ترند به ارگانهای بیرونی که کمتر -
.حیاتی اند حرکت می کنند
معمولاً درمان از قسمتهای بالايي بدن به سمت قسمتهای پايين اتفاق می افتد. مثلاً سردرد پس از درمان، به سمت -
.قسمتهای پايين آمده و ممکن است علايمی در اندامها ايجاد شود. اين علايم نيز به سرعت از بين می روند
.در طی روند درمان، معمولاً علايم قديمی دوباره به سطح آمده و به صورت ملايم برای بيمار تکرار می شوند -
|